السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
25
گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)
كه اين مسأله يك برنامهريزى براى يك اقدام اجتماعى نيست و در غير اين صورت چرا امام ( ع ) به محمد بن حنفيه كه برادر و نزديكترين شخص به ايشان است نمىگويد كه من يك برنامهريزى اجتماعى مشخص دارم كه با حصول شروط آن به هدفى كه از آن دارم ، دست مىيابم ؟ بر عكس امام ( ع ) به عنوان آخرين جواب به وى مىفرمايد : « خداوند خواسته است كه من را كشته و خانوادهام را اسير ببيند » . پس معلوم مىشود كه انگيزه ، فقط و فقط امتثال تكليف الهى بوده است نه يك انگيزهء اجتماعى و نه يك هدف مشخص برنامهريزى شده از جانب امام ( ع ) . ملاحظاتى كه دربارهء نظريهء غيبى وجود دارد : اين تفسير كه به اين شكل گاهى از سوى برخى از خطباء و برخى از نويسندگان مطرح مىشود ، ظاهراً تفسيرى تام و صحيح از قضيهء حركت امام حسين ( ع ) نمىباشد و اين بدان جهت است كه نسبت بدين تفسير تعدادى ملاحظه وجود دارد : ملاحظهء نخست : تفسير قضيهء امام حسين ( ع ) به اين صورت با طبيعت بشرى ، اقدامات انبياء و اوصياء ( عليهم السّلام ) متنافى است . زيرا ما هر چند معتقديم كه انبياء و ائمه طاهرين ( عليهم السّلام ) ثقل الله در زمين و ثقل عالم غيب و ريسمان كشيده شده از عالم غيب به عالم شهادت